نمازگزار بايد قبل از انجام نماز، وضو گرفته و خود را براى انجام اين عبادت بزرگ آماده كند.
در برخى از موارد هم بايد «غُسل» كند، يعنى؛ تمام بدن را بشويد و هرگاه نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، بايد به جاى آن عملِ ديگرى به نام «تيمّم» انجام دهد كه در اين درس و درسهاى آينده با احكام هريك آشنا خواهيد شد.
در وضو بايد ابتدا صورت را بشويد و سپس دست راست و بعد از آن دست چپ را، بعد از شسـتن اين اعـضا بايـد با رطوبتى كه از شستن دست بر كف آن است سر را مسح كند يعنى دست را بر آن بكشد و سپس پاى راسـت و در آخر پاى چپ را مسح كند، اكنون براى آشنايى بيشتر با اعمال وضو بـه نمودار توجه كنيد:
ازجائى كه موىسر روييده تاآخرچانه(طول)
كارهاى وضو(١)
١ ـ شستن
١ ـ صورت و ازپهنا فاصله بين شست و انگشت
ميانه كه بر صورت قرار گيرد (عرض).
٢ ـ دستراست از آرنج تا نوك انگشتان.
٣ ـ دست چپ از آرنج تا نوك انگشتان.
٢ ـ مسح
١ ـ ســر : قسمت جلوى آن كه بالاى پيشانى است.
٢ ـ پاى راست : روى پا از نوك انگشت تا بر آمدگى.(٢)
٣ ـ پاى چپ : روى پا از نوك انگشت تا بر آمدگى.(٢)
١ ـ مقدار واجب در شستن صورت و دستها، همان است كه گذشت، ولى براى آنكه يقين كند مقدار واجب را شسته، بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.(٣)
١ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٢١، م ١ .
٢ ـ آية الله خامنهاى: از سر انگشتان پا تا مفصل ساق پا(منتخبى از استفتائات، س ١٣).
٣ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٢١، م ١ و ٢ .
٢ ـ بنا بر احتياط واجب، بايد صورت و دستها را از بالا به پائين شست و اگر از پائين به بالا بشويد وضو باطل است.(١)
٣ ـ اگر صورت يا دست كسى، كوچكتر از معمول مردم باشد، يا بر پيشانى او مو روييده و يا جلو سر او مو ندارد، بايد همان مقدارى كه مردمان معمولى مىشويند، بشويد.(٢)
٤ ـ اگر صورت و دست كسى هر دو برخلاف معمول باشد ولى متناسب با هم است، لازم نيست ملاحظه معمول را بنمايد بلكه بايد همانگونه كه در اعمال وضو بيان شد، وضو بگيرد.(٣)
٥ ـ اگر پوست صورت از لاى موها (ريش ـ ابرو) پيدا باشد، بايد آب را به پوست برساند و اگر پيدا نباشد، شستن مو كافى است و رساندن آب به زير مو لازم نيست.(٤)
٦ ـ اگر شك كند، كه پوست صورت از لاى مو پيداست يا نه؟ بنابر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.(٥)
٧ ـ شستن داخل بينى و دهان و مقدارى از لب و چشم كه هنگام بستن، ديده نمىشود واجب نيست، ولى براى آنكه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود، چيزى باقى نمانده، واجب است مقدارى از آنها را هم بشويد.(٦)
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٤٣.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٢٣٨.
٣ ـ همان.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٢٤٠.
٥ ـ توضيح المسائل، م ٢٤١.
٦ ـ توضيح المسائل، م ٢٤٢.
٨ ـ پوست يا گوشتى كه از اعضاء وضو بريده شده ـ اگر كاملاً قطع شده باشد، بايد زير آن (جاى آن) شسته شود ـ و در صورتى كه به عضو متصل است بايد آنهم شسته شود و هر مقدار از جاى آن كه ظاهر شده، بشويد.(١)
٩ ـ تاولهايى كه مثلاً بر اثر سوختگى بر پوست ظاهر شده، تا زمانى كه باقى است، شستن ظاهر (روى) آن كافى است، هرچند پوسته آن سوراخ شده باشد و چنانچه قسمتى از آن كنده شده، شستن همان مقدارى كه از پوست ظاهر شده كافى است و كندن مابقى و يا رساندن آب به زيرآن لازم نيست ولى اگر به گونهاى است كه پوست گاهى بر بدن مىچسبد و گاه جدا مىشود بايد زير آن هم شسته شود.(٢)
١٠ ـ پوستهاى كه در حال بهبودى زخم روى آن بسته شده و مانند پوست بدن مىباشد، كندن آن لازم نيست و شستن ظاهر آن كافى است. هر چند كندن آن راحت باشد، امّا دوايى كه بر زخم خشكيده است اگر برداشتن آن راحت است بايد بردارد و اگر برداشتن آن ممكن نيست حكم جبيره را دارد كه به تفصيل در احكام وضوى جبيرهاى خواهد آمد.(٣)
١١ ـ تكرار در شستن اعضاى وضو
بار اوّل: واجب
بار دوّم: جايز
بار سوّم: بدعت و حرام(٤)
١ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ٢٠٥، م ١٤.
٢ ـ العروةالوثقى، ج ١، ص ٢٠٦، م ١٦.
٣ ـ همان، م ١٧.
٤ آية الله خامنهاى: شستن صورت و دستها بار اول واجب است و بار دوم جائز و بيش از آن غير مشروع است. تعيينكننده بار اول يا دوم يا بيشتر، قصد وضوگيرنده است. يعنى مىتواند به قصد بار اول شستن، چند مرتبه آب به روى صورت بريزد.
١٢ ـ سه بار شستن اعضاى وضو (به نيت وضو) علاوه بر آنكه بدعت و حرام است، گاهى اوقات موجب بطلان وضو هم مىباشد، و آن در صورتى است كه آب مسح، از آب شستن سوّم باشد، چون مسح بايد با آب وضو انجام شود.(١)
١ ـ جاى مسح: يك قسمت از چهار قسمت سر كه بالاى پيشانى است (بالاى سـر).
٢ ـ مقدار واجب مسح: هر قدر باشد كافى است (به مقدارى كه اگر كسى ببيند بگويد مسح كرد).
٣ ـ مقدار مستحب آن: به پهناى سه انگشت بسته و طول يك انگشت.
٤ ـ مسح با دست چپ: جايز است.(٢)
٥ ـ لازم نيست مسح برپوست سرباشد، بلكه بر موى جلوى سرهم صحيح است، مگر موى سربه قدرى بلند باشد كه هنگام شانه زدن، به صورتش بريزد، كه بايد، پوست سر يا قسمت پائين (بيخ) مو را مسح نمايد.
١ ـ همان، ص ٢١٧، م ٢٣ و استفتاآت، ج ١، ص ٣٤.
٢ ـ آية الله خامنه ای: مسح سر و پاها بايد با رطوبتى كه از آب وضو در دستها مانده، كشيده شود. و احتياط آن است كه مسح سر با دست راست كشيده شود. ولى كشيدن مسح از بالا به پائين لازم نيست.
٦ ـ مسح بر موى جاهاى ديگر سر صحيح نيست، هر چند بر محل مسح جمع شده باشد(١).(٢)
١ ـ جاى مسح: روى پا است.
٢ ـ مقدار واجب مسح: طول؛ از سرانگشت تا بر آمدگى روى پا(٣). عرض؛ هر اندازه باشد كافى است هر چند به قدر يك انگشت باشد.
٣ ـ مقدار مستحب مسح: همه روى پا.
٤ ـ پاى راست را بايد قبل از پاى چپ مسح كند، ولى لازم نيست پاى راست را با دست راست و پاى چپ را با دست چپ مسح كند.(٤)
١ ـ در مسح بايد دست را بر سر و پاها بكشد و اگر دست را نگه دارد، و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است، ولى اگر موقعى كه دست را مىكشد سر يا پا مختصرى حركت كند اشكال ندارد.(٥)
٢ ـ اگر براى مسح رطوبتى در كف دست نمانده باشد، نمىتواند دست را با آب خارج تر كند بلكه بايد از اعضاء ديگرِ وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح كند.(٦)
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٤٩ و ٢٥٠ و ٢٥١ و ٢٥٧ و تحريرالوسيله ـ ج ١ص٢٣، م ١٤ .
٢- آيةاللّه خامنهاى: مسح بر موى مصنوعى اگر برداشتن آن غيرممكن است اشكال ندارد. (اجوبة الاستفائات، ج ١، ص ٣٥، س ١٠٥ و ص ٤١، س ١٣١)
٣- آية الله خامنهاى: از سر انگشتان پا تا مفصل ساق پا مسح كند.(منتخبى از استفتائات، س ١٣)
٤ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٥٢ و ٢٥٣ و العروةالوثقى ـ ج ١ص٢٠٩ .
٥ ـ توضيحالمسائل . م ٢٥٥ .
٦ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٥٧ .
٣ ـ رطوبت دست بايد بقدرى باشد كه بر سر و پا اثر بگذارد.(١)
٤ ـ محل مسح (سر و روى پاها) بايد خشك باشد، بنابراين اگر جاى مسح تر باشد، بايد آن را خشك كرد ولى اگر رطوبت آن بقدرى كم باشد كه مانع از تأثير رطوبت دست، بر آن نباشد مانع ندارد.(٢)
٥ ـ بين دست و سر يا پاها بايد چيزى مانند چادر و كلاه، يا جوراب و كفش فاصله نباشد. هر چند بسيار رقيق و نازك باشد و رطوبت به پوست برسد (مگر در حال ناچارى).(٣)
٦ ـ محل مسح بايد پاك باشد، پس اگر نجس است و نمىتواند آن را آب بكشد بايد تيمم كند.(٤)
١ ـ وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد و يا آنها را در آب فرو برده و به قصد وضو بيرون آورد.(٥)
٢ ـ چون در وضوى ارتماسى نيز بنابر احتياط واجب، دست و صورت بايد از بالا به پايين شسته شود، بنابر اين وضوى ارتماسى به گونههاى زير انجام مىشود:
الف: به قصد وضو صورت را از پيشانى در آب فرو برد و يا دست را به نيّت وضو از آرنج در آب فرو برد و تا موقعى كه آنها را از آب بيرون مىآورد و ريزش آب تمام مىشود به نيّت وضو باشد. [چون آبى كه بر دست مىماند و در مسح بكار مىرود بايد آب وضو باشد].
ب: بدون قصد وضو، صورت يا دست را در آب برد و به قصد وضو از آب بيرون آورد، كه صورت را بايد ابتدا از پيشانى بيرون آورد و دستها را از آرنج.(٦)
٣ ـ اگر بعضى از اعضاى وضو را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد اشكال ندارد.
[مراعات ترتيب در وضوى ارتماسى نيز لازم است، يعنى نمىتوان صورت و دستها را يكباره در آب برد، بلكه بايد اوّل صورت و سپس دست راست و بعد از آن دست چپ شسته شود].
١ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢١٢، م ٢٦ .
٢ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢١٢، م ٢٦ .
٣ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢١٢، م ٢٧.
٤ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٦٠ .
٥ ـ توضيح المسائل، م ٢٦١.
٦ ـ توضيح المسائل، م ٢٦١ و ٢٦٢.
با شرائطى كه خواهد آمد وضو صحيح است، و با از بين رفتن هر يك از آنها وضو باطل است.
١ ـ شرايط آبوظرفوضو
١ ـ آب وضو پاك باشد (نجس نباشد).
٢ ـ آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد).
٣ ـ آب وضو مطلق باشد (مضاف نباشد).
٤ ـ ظرف آب وضو مباح باشد.
٥ ـ ظرف آب وضو طلا ونقره نباشد.
٢ ـ شرايط اعضاىوضو
١ ـ پاك باشد.
٢ ـ مانعى از رسيدن آب در آن نباشد.
٣ ـ شرايط كيفيت وضو
١ ـ رعايت ترتيب (بههمانترتيبكهدر اعمال وضوگذشت).
٢ ـ رعايت موالات (بين اعمال وضو فاصله نيفتد).
٣ ـ شخصاً انجام دهد (از ديگرى كمك نگيرد).
٤ ـ شرايطوضو گيرنده
١ ـ استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
٢ ـ با قصد قربت وضو بگيرد (ريا نكند).
١ ـ وضو با آب نجس و مضاف باطل است، خواه بداند آن آب نجس يا مضاف است يا نداند، يا فراموش كرده باشد.(١)
٢ ـ آب وضو بايد مباح باشد، بنابر اين در موارد زير وضو باطل است:
* وضو گرفتن با آبى كه صاحب آن راضى نيست (راضى نبودن او معلوم است).
* آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه.
* آبى كه وقف افراد خاصى است، مانند حوض برخى از مدارس و وضوخانه بعضى از هلتها و مسافرخانهها و...(٢)
١ ـ توضيحالمسائل ـ ٢٦٥ .
٢ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢٢٥، م ٦ ، ٧ ، ٨ و توضيحالمسائل ـ م ٢٦٧ تا ٢٧٢ .
٣ ـ وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ، گرچه انسان نداند صاحبان آنها راضى هستند يا نه اشكال ندارد، امّا اگر صاحبان آن از وضو گرفتن جلوگيرى كنند، احتياط واجب آن است كه وضو نگيرند.(١)
٤ ـ اگر آب وضو در ظرف غصبى باشد و با آن وضو بگيرد باطل است.(٢)
١ ـ اعضاى وضو در موقع شستن و مسح بايد پاك باشد.(٣)
٢ ـ اگر چيزى بر اعضاى وضو باشد (اعضاى شستن) كه از رسيدن آب به آن جلوگيرى كند، يا بر اعضاى مسح است، هر چند از رسيدن آب جلوگيرى نكند، براى وضو بايد برطرف شود.(٤)
٣ ـ خطوط قلم خودكار و لكههاى رنگ و چربى و كِرِمْ در صورتى كه رنگ بدون جِرم باشد، مانع وضو نيست، ولى اگر جِرم داشته باشد (روى پوست را گرفته) بايد بر طرف شود.(٥)
كارهاى وضو بدين ترتيب بايد انجام شود:
* شستن صورت
* شستن دست راست
* شستن دست چپ
* مسح سر
* مسح پاى راست
* مسح پاى چپ
اگر ترتيب اعمال وضو بهم بخورد وضو باطل است.
١ ـ توضيحالمسائل، مسأله ٢٧١ .
٢ ـ توضيحالمسائل ـ شرايط وضو ـ شرط چهارم.
٣ ـ توضيحالمسائل ـ ص ٣٥ ، شرط ششم .
٤ ـ توضيحالمسائل ـ ص ٣٧ ، شرط سيزدهم و مسأله ٢٥٩.
٥ ـ استفتاآت ـ ج ١ص٣٦ و ٣٧، س ٤٠ تا ٤٥ .
٦ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٢٨ .
١ ـ موالات يعنى؛ پشتسرهم انجام دادن و فاصله نينداختن بين اعمال وضو.
٢ ـ اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مىخواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد، وضو باطل است.(١)
١ ـ كسى كه مىتواند اعمال وضو را انجام دهد، نبايد از ديگرى كمك بگيرد، پس اگر شخص ديگرى صورت و دست او را بشويد و يا مسح او را انجام دهد وضو باطل است.(٢)
١ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٢٨،م١٥ و توضيحالمسائل ـ م ٢٨٣ .
٢ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢٣٤ .
٢ ـ كسى كه نمىتواند وضو بگيرد، بايد نائب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى كه بتواند بايد بدهد، ولى خود او بايد نيّت وضو كند.(١)
١ ـ كسى كه مىداند اگر وضو بگيرد مريض مىشود و يا مىترسد كه مريض شود، بايد تيمم كند و اگر وضو بگيرد باطل است. ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته، وضويش صحيح است.(٢)
٢ ـ وضو، بايد به قصد قربت انجام شود، يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد.(٣)
٣ ـ لازم نيست نيّت رابه زبان آورد، يا از قلب خود بگذراند، بلكه همين مقدار كه مىداند وضو مىگيرد كافى است، بطورى كه اگر از او بپرسند، چه مىكنى؟ بگويد وضو مىگيرم.(٤)
اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا قسمتى از آن، بعد از وقت خوانده مىشود، بايد تيمم كند.(٥)
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٨٦ .
٢ ـ العروةالوثقى ـ م ج١ص٢٣٢ ـ توضيحالمسائل ـ م ٢٨٨ و ٦٧٢ .
٣ ـ توضيح المسائل، ص ٣١ ، شرط هشتم.
٤ ـ توضيح المسائل ، م ٢٨٢ .
٥ ـ توضيح المسائل ، م ٢٨٠.
تعريف جبيره: دوائى كه بر زخم مىزنند و چيزى كه با آن زخم را مىبندند،
«جَبيره» نام دارد.
١ ـ شخصى كه بر اعضاى وضويش، زخم يا شكستگى است اگر بتواند بطور معمول وضو بگيرد، بايد بطور معمول وضو بگيرد.(١)
مثلاً؛
الف: روى زخم باز است و آب براى آن ضرر ندارد.
ب: روى زخم بسته است ولى باز كردن آن امكان دارد و آب ضرر ندارد.
٢ ـ چنانچه زخم بر صورت يا دستهاست و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشويد كافى است.(٢)(٣)
٣ ـ اگر زخم يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است (محل مسح) و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده، مسح كند.(٤)(٥)
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٣٢٤ ـ ٣٢٥ ـ
٢ ـ همان.
٣- آية الله خامنهاى: و احتياط آنستكه اگر كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر روى آن بكشد.
٤ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٢٦.
٥- آيةالله خامنهاى: اگر محلّ زخم است و نمىتواند روى آن دست تر بكشد، بايد به جاى وضو، تيمم كند. ولى در صورتى كه مىتواند پارچهاى بر روى زخم قرار دهد و بر روى آن دست بكشد، احتياط آن است كه علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحى بگيرد.
در وضوى جبيرهاى، بايد جاهائى كه شستن يا مسح آن امكان دارد به طور معمول بشويد يا مسح كند، و مواردى كه امكان ندارد، دستتر بر جبيره بكشد.
١ ـ اگر جبيره بيش از حد معمول اطراف زخم را پوشانده باشد، و برداشتن آن ممكن نيست بايد وضوى جبيرهاى گرفته و بنابر احتياط واجب تيمم هم انجام دهد.(١)
٢ ـ كسى كه نمىداند وظيفهاش وضوى جبيرهاى است يا تيمم بنا بر احتياط واجب بايد هر دو را انجام دهد.(٢)
٣ ـ اگر جبيره، تمام صورت يا تمام يكى از دستها را فراگرفته باشد، وضوى جبيرهاى كافى است.(٣)
٤ ـ كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو، دست تر روى آن كشيده است، مىتواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند، يا از جاهاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.(٤)
٥ ـ اگر در صورت و دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيرهها در سر يا روى پاها باشد بايد بين آنها را مسح كند و در جاهائى كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل كند.(٥)
١ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٣٥ .
٢ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٤٣ .
٣ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٣٠.
٤ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٣٢ .
٥ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٣٤ .
١ ـ شك دارد وضو گرفته، يا نه: بايد وضو بگيرد.
٢ ـ در بين نماز شك كند وضو گرفته، يا نه: نماز باطل است، بايد وضو گرفته و نماز را از سر بگيرد.
٣ ـ پس از انجام نماز شك كرده كه نماز را با وضو خوانده يا نه: نماز خوانده شده، صحيح است ولى براى نمازهاى بعدى بايد وضو بگيرد.
٤ ـ يقين به انجام وضو داشته است (وضو گرفته) ولى شك مىكند وضويش باطل شده يا نه (مثلاً نمىداند حدثى از او سر زده يا نه): به شك اعتناء نمىشود. [بنابر صحت وضو مىگذارد].
٥ ـ مىداند وضو گرفته و حدثى هم از او سر زده ولى نمىداند كداميك مقدّم بوده اگر حالت قبل از وضو و حدس را نمىداند: بايد وضو بگيرد، حتىاگر تاريخ وضورا بداند ولىنمىداند حدث قبل از آن بوده يا بعد از آن ولى اگر حالت قبل را مىداند، بايد ضد آن عمل كند.
٦ ـ اگر در بين وضو، شك كند، بعضى از اجزاء گذشته را انجام داده است يا نه: آنچه را شك دارد بايد انجام دهد، مثل اينكه هنگام مسح پاها شك مىكند كه سر را مسح كرده يا نه.
٧ ـ پس از انجام وضو، در انجام جزئى از آن، و يا صحيح بودن آن شك كند: به شك اعتناء نمىشود، و وضو صحيح است؛ مثل اينكه پس از وضو شك مىكند آيا دست راست را شسته يا نه؟(١)
٨ ـ پس از انجام وضو شك كند، چيزىكه مانع رسيدن آب مىباشد بر اعضاء وضو بوده يا نه: به شك اعتناء نمىشود و وضو صحيح است.(٢)
١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ٣٢، م ١.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٨.
٩ ـ اگر مىداند چيزى بر اعضاء وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مىكند يا نه؟ بايد آن را برطرف كند يا آب را زير آن برساند.(١)
١٠ ـ اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاء وضو مانعى از رسيدن آب هست، بعد از وضو شك كند آب را به آنجا رسانده يا نه.
مىداند موقع وضو ملتفت آن مانع بوده: وضو صحيح است.
نمىداند موقع وضو ملتفت آن مانع بوده يا نه: وضو صحيح است.
مىداند موقع وضو ملتفت آن نبوده: بايد دوباره وضو بگيرد.(٢)
١١ ـ اگر بر اعضاء وضو مانعى باشد كه گاهى آب به خودى خود زير آن مىرسد و گاهى نمىرسد و بعد از وضو شك كند آب زير آن رسيده يا نه: حكم مسأله قبل را دارد.(٣)
١٢ ـ اگر بعد از وضو چيزى كه مانع رسيدن آب مىباشد در اعضاء وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو گرفتن ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.(٤)
١٣ ـ كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن، مثل پاك بودن آب و وجود داشتن مانعى بر اعضاء، خيلى شك مىكند، بايد به شك خود اعتناء نكند.(٥)
١ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٠.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٥.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٦.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٧.
٥ ـ توضيح المسائل، م ٢٩٩.
١ ـ براى انجام نماز (بجز نماز ميت).
٢ ـ براى انجام طواف واجب كعبه.
٣ ـ براى رساندن جائى از بدن به نوشته قرآن و اسم خداوند.(١)
١ ـ اگر نماز يا طواف واجب بدون وضو انجام شود باطل است.
٢ ـ كسى كه وضو ندارد نبايد جائى از بدن خود را به اين نوشتهها برساند:
* خط قرآن، ولى ترجمه آن اشكال ندارد.
* اسمخداوند بههرزبانى نوشتهشدهباشد، مانند: «اللّه»، «خدا»، «God».
* نام پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم (بنابر احتياط واجب).
* اسامى امامان عليهمالسلام (بنابر احتياط واجب).
* نام حضرت زهـرا عليهاالسلام (بنابر احتياط واجب).(٢)
٣ ـ در حرام بودن مس خطوط قرآن و اسم خداوند و... (بدون طهارت) فرقى بين اين موارد نيست:
با دست باشد با ساير اجزاء بدن (بجز مو).
ابتداء به مس باشد يا ادامه آن، بنابر اين اگر دست او بر خط قرآن بود و متوجه شد ولى دست را برنداشت مرتكب حرام شده است.
دست بر خط بكشد به گونهاى كه خطوط محو شود. مثلاً با دست مرطوب بر آن بكشد.
خط آن معمول و متعارف باشد و يا متعارف نباشد مثل خط كوفى.
نوشته، با قلم باشد يا چاپ يا گچ و يا غير آن.
نوشته برجسته باشد يا گود. مانند سنگ قبر.
حرفى است كه خوانده مىشود يا خوانده نمىشود مانند الف در قالوا.
١ ـ توضيحالمسائل، م ٣١٦.
٢ ـ توضيح المسائل ـ م ٣١٧ و ٣١٩.
نوشته قرآنى در قرآن باشد يا در غير قرآن، مثلاً آيهاى يا كلمهاى از قرآن در كتابى نوشته شده باشد. و يا حتى مثلاً نصف كلمه را بريده باشند.
آنچه قرآن بر آن نوشته شده فرقى نيست بين اينكه، كاغذ باشد يا چوب يا سنگ يا لباس و يا ديوار و مانند آن.
حروف عربى باشد يا غير آن مثلاً "ALLAH"يا "MOHAMMAD" ولى ترجمه آن مانع ندارد.
كلمات قرآنى نيكو باشد مانند مؤمن ـ صبر يا كلمات ناپسند مانند ابليس ـ شيطان و كافر.(١)
٤ ـ مس در موارد زير حرام نمىباشد:
مس خطوط قرآن با مو «گرچه احتياط مستحب است ترك كند».
نوشتهاى كه خط به حساب نمىآيد: مثل اينكه با آب پياز نوشته باشند كه اثر آن پس از حرارتدادن ظاهر مىشود (قبل از حرارت دادن و ظاهر شدن خط).
مس از پشت شيشه يا پلاستيك، كه در واقع مس خطوط نمىباشد.
مس مابين حروف و فضاى خالى درون حروف مانند فضاى «ح» «ن» و...
مس ورق قرآن و حواشى و مابين سطور و جلد آن (گرچه مكروه است).
ترجمه قرآن به هر لغتى باشد. مگر اسم خداوند كه بر هر لغتى باشد مس آن براى كسى كه وضو ندارد حرام است. مانند «خدا»، «GOD».(٢)
٥ ـ كلماتى كه مشترك بين لغات قرآن و غير آن است، اگر قصد نويسنده، كلمه قرآنى بوده است، مس آن جايز نيست و اگر قصد او قرآن نبوده جايز است.(٣)
١ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ١٨٩ تا ١٩١، م ٤تا ٩ و استفتاآت، ج ١، ص ٤٧، ٧٩، ٤٨ و ٨٤.
٢ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ١٨٩ تا ١٩١، م ١١ تا ١٧.
٣ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ١٩٠، م ٩.
٦ ـ مس آرم جمهورى اسلامى بدون طهارت بنابر احتياط واجب جايز نيست.(١)
٧ ـ گردنبند يا انگشترى كه كلمه «اللّه» بر آن نوشته شده اگر كسى كه طهارت ندارد آنرا مس كند حرام است.(٢)
٨ ـ براى اين كارها وضو گرفتن مستحب است:
* رفتن به مسجد و حرم امامان.
* خواندن قرآن.
* همراه داشتن قرآن.
* رساندن جائى از بدن به جلد يا حاشيه قرآن.
* زيارت اهل قبور.(٣)(٤)
١ ـ خارج شدن ادرار يا مدفوع يا باد از انسان.
٢ ـ خواب، چنانچه گوش نشنود و چشم نبيند.
٣ ـ چيزهائى كه عقل را از بين مىبرد، مانند: ديوانگى، مستى، بيهوشى.
٤ ـ استحاضه زنان.
٥ ـ آنچه سبب غسل شود، مانند جنابت و مَسّ ميّت.(٥)
١ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٤٧، س ٨٠.
٢ ـ همان، ص ٤٧ و ٤٨ و س ٨١ و ٨٣.
٣ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٢٢.
٤- آية الله خامنهاى: مستحب است انسان در همه حال با وضو باشد مخصوصاً در هنگام ورود به مسجد و مشاهد مشرفه و تلاوت قرآن و هنگامى كه مىخواهد بخوابد و بعض اوقات ديگر.
٥ ـ توضيح المسائل ـ م ٣٢٣ .
١ ـ مصرف آب بيش از يك مُدّ نباشد (يك مُدّ حدود ٧٥٠ گرم است).
٢ ـ مسواك كردن، هر چند با انگشت.
٣ ـ اگر از ظرف وضو مىگيرد، سمت راست خود قرار دهد.
٤ ـ شستن دستها قبل از شروع وضو.
٥ ـ مضمضه (آب در دهان گرداندن).
٦ ـ استنشاق (آب در بينى كردن و بيرون ريختن).
٧ ـ گفتن «بسمالله» هنگامى كه دست را در آب مىبرد يا آب را بر آن مىريزد و بهتر است بگويد «بسم الله و بالله اللهم اجعلنى من التوابين واجعلنى من المتطهرين».
٨ ـ آب را در دست راست بريزد. هرچند براى شستن دست راست، بدين معنى كه اوّل آب را در دست راست بريزد سپس در دست چپ و بعد بر دست راست بريزد.
٩ ـ خواندن دعاهاى وارده در هنگام وضو و بعد از آن.
١٠ ـ مردان در هنگام شستن بار اوّل دستها، آب را بر قسمت بيرونى آرنج، و زنان بر قسمت داخلى، جايى كه دست خم مىشود بريزند.
١١ ـ در هنگام شستن آب را بر قسمت بالاى عضو بريزد.
١ ـ العروة الوثقى، ج ١.
١٢ ـ آب را بر عضو بريزد نه عضو را در آب فرو برد.
١٣ ـ براى شستن دستبراعضا بكشد.هرچندبدون كشيدندست، شسته شود.
١٤ ـ تمام اعمال وضو را با حضور قلب انجام دهد.
١٥ ـ در هنگام وضو سوره «انا انزلنا» بخواند.
١٦ ـ پس از اتمام وضو «آيةالكرسى» بخواند.
١٧ ـ هنگام شستن صورت چشمها را باز بگذارد.(١)
١ ـ كمك گرفتن از ديگران در مقدمات قريبه وضو.
٢ ـ وضو گرفتن در محل استنجاء، مثلاً در توالت.
٣ ـ وضو گرفتن از ظرفى كه طلاكوب يا نقرهكوب است يا نقش صورت بر آن مىباشد.
٤ ـ وضو گرفتن با اين آبها:
* آبى كه در آفتاب گرم شده.
* آبى كه در انجام غسل واجب بكار رفته.
* آب متعفّن.
* آب چاهى كه حيوانى در آن افتاده قبل از كشيدن آب آن به مقدارى كه معين شده است.
* آبى كه در آن مار يا عقرب يا قورباغه مرده باشد.
* آب نيم خورده زن حائض.
* آب نيمخورده موش ـ اسب ـ قاطر ـ الاغ و حيوان نجاستخوار و مردارخوار بلكه هر حيوان حرامگوشتى.(٢)
١ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ١٩٨.
٢ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ٢٠٠.
١ ـ وضو گرفتن در دستشويىهايى كه آب آن به چاه توالت مىريزد مانع ندارد.(١)
٢ ـ اگر در حال وضو گرفتن به نامحرمى نگاه كند يا دروغ بگويد و يا غيبت كند، (گرچه كار حرامى مرتكب شده است) ولى وضو صحيح است.(٢)
٣ ـ اگر شخص براى غرضى مثلاً خواندن قرآن وضو بگيرد و پس از وضو از آن قصد برگردد وضو باطل نيست.(٣)
٤ ـ وضو گرفتن بدين نيّت كه با وضو باشد صحيح است و با همان وضو مىتواند نماز بخواند.(٤)
٥ ـ با وضوى صحيح، خواه براى عمل واجب باشد يا عمل مستحب، هرگونه عمل واجب يا مستحبى كه مشروط به طهارت است مىتوان انجام داد.(٥)
٦ ـ وضو گرفتن قبل از وقت نماز به نيت نماز، مانع ندارد. مثلاً قبل از ظهر براى آنكه با اين وضو نماز ظهر بخواند وضو مىگيرد.(٦)
١ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٤٥، س ٦٩ و ٧٠.
٢ـ همان، س ٧١ و ٧٣.
٣ ـ همان مدرك.
٤ ـ همان، ص ٤٦، س ٧٤ و ٧٨.
٥ ـ همان مدرك.
٦ ـ همان، س ٧٦.
گاهى اوقات بايد براى نماز (و هر كارى كه بايد با وضو انجام شود) غسل كرد، يعنى براى اطاعت فرمان خداوند تمام بدن راشست، اكنون به بيان موارد غسل و چگونگى آن مىپردازيم.
اقسام غسلهاى واجب
مشترك بين مردانوزنان
١ ـ جنابت
٢ ـ مس ميت
٣ ـ ميت
مخصوص بانوان
١ ـ حيض
٢ ـ استحاضه
٣ ـ نفاس
پس از تعريف و تقسيم غسل به بيان مسائل هر يك از غسلهاى واجب مىپردازيم.
١ ـ چگونه انسان جنب مىشود؟
عوامل جنابت
١ ـ بيرون آمدن منى
كم باشد يا زياد.
در خواب باشد يا بيدارى.
٢ ـ جماع (آميزش)
با حلال باشد يا با حرام.
منى بيرون بيايد يا نيايد.(١)
٢ ـ اگر منى از جاى خود حركت كند، ولى بيرون نيايد سبب جنابت نمىشود.(٢)
٣ ـ كسى كه مىداند منى از او خارج شده است و يا مىداند آنچه بيرون آمده است منى مىباشد، جنب است و بايد غسل كند.(٣)
٤ ـ كسى كه نمىداند آنچه از او بيرون آمده منى است يا نه در صورتى كه علايم منى را داشته باشد جنب است و در غير اين صورت حكم به جنابت نمىشود.(٤)
٥ ـ نشانههاى منى:(٥)
١ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٣٦ .
٢ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٣٦، م ١ .
٣ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٣٦ و العروةالوثقى ـ ج ١ص٣٧٨ .
٤ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٣٦ و العروةالوثقى ـ ج ١ص٣٧٨ .
٥ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص١٣٦ و العروةالوثقى ـ ج ١ص٣٧٨ .
* با شهوت بيرون آيد.
* با فشار و جستن بيرون آيد.
* بعد از بيرون آمدن، بدن سست شود.
بنابراين كسى كه آبى از او خارج شده و نمىداند منى است يا نه، در صورتى كهتمام اين نشانه ها را داشته باشد جنب است وگرنه جنب نمىباشد، حتى اگر يكى از علامتها وجود نداشته باشد، بجز زن و مريض كه وجود يك نشانه يعنى بيرون آمدن از روى شهوت، كافى است.
٦ ـ مستحب است انسان بعد از بيرون آمدن منى بول كند و اگر بول نكند و بعد از غسل رطوبتى از او خارج شود كه نداند منى است يا رطوبت ديگر، حكم منى دارد.(١)
* رساندن جائى از بدن به خط قرآن، اسم خداوند و بنابر احتياط واجب اسامى پيامبران و ائمه و حضرت زهرا عليهمالسلام .
* رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبى صلىاللهعليهوآلهوسلم هر چند از يك در داخل شود و از در ديگر بيرون رود.
* توقف در مساجد.
* گذاشتن چيزى در مسجد هر چند از بيرون مسجد باشد.
١ ـ توضيحالمسائل م ٣٤٨ .
٢ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٣٨ ـ ٣٩ .
* خواندن سورههائى(١) از قرآن كه سجده واجب دارد حتى يك حرف از آن.
* توقف در حرم امامان عليهمالسلام (بنابر احتياط واجب).
سوره شماره ٣٢ = سجده
سوره شماره ٤١ = فُصِّلت
سوره شماره ٥٣ = نَـجـم
سوره شماره ٩٦ = عَــلَق
٣ ـ اگر جنب از يك درِ مسجد وارد شود و از در ديگر خارج شود (عبور بدون توقف) مانع ندارد، بجز مسجدالحرام ومسجدالنبى كه عبور هم جايز نيست.(٣)
٤ ـ اگر شخصى در خانهاش مكانى را براى نماز قرار دهد (و همچنين در مؤسسه يا ادارهاى) حكم مسجد ندارد.(٤)
١ آية الله خامنهاى: تلاوت آيات سجده.
٢ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٣٨ ـ ٣٩ .
٣ ـ تحريرالوسيله ـ ج ١ص٣٨ ـ ٣٩ .
٤ ـ العروةالوثقى ـ ج ١ص٢٨٨، م ٣ .
در غسل بايد تمام بدن و سر و گردن شسته شود، خواه غسل واجب باشد مانند جنابت، و يا مستحب، مانند غسل جمعه، به عبارت ديگر تمام غسلها در انجام فرقى ندارند مگر در نيّت.
نحوهانجامغسل
١ـ ترتيبى(١)
اول سر و گردن را بشويد.
و سپس نيمه راست بدن.(٢)
و بعد از آن نيمه چپ بدن را.
٢ـ ارتماسى
* با نيت غسل يكباره زير آب مىرود بهطورى كه تمام بدن در آب قـرار گيرد.
* يا به تدريج زير آب مىرود، كه در نهايت تمام بدن در آب قرار گيرد.
* و يا زير آب رفته و در آب به نيت غسل بدن را تكان مىدهد.
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٣٦١ و ٣٦٧ و ٣٦٨ .
٢- آيةالله خامنهاى: درغسلترتيبى تقديم نيمه راستبدن مبنىبراحتياط است.(منتخبىازاستفتائات،س ١٦)
غسل را به دو صورت مىتوان انجام داد «ترتيبى» و «ارتماسى». در غسل ترتيبى، ابتدا سر وگردن شستهمىشود، سپسنيمهراستبدن وبعداز آن نيمهچپ.
در غسلارتماسى، تمام بدن يكباره در آب قرار مىگيرد پس در صورتى مىتوان غسل ارتماسى كرد كه به قدرى آب باشد، تا بتوان تمام بدن را زير آب برد.
١ ـ تمام شرطهايى كه بـراى صحيـح بـودن وضو گفته شد، در صحيح بودن غسل هم شرط است، بجز مـوالات. و همچنين لازم نيست بدن را از بالا بـه پائين بشويد.(١)
٢ ـ كسى كه چند غسل بر او واجب است، مىتواند به نيّت همه آنها يك غسل بجا آورد.
٣ ـ كسى كه غسل جنابت كرده، نبايد براى نماز وضو بگيرد، ولى با غسلهاى ديگر نمىشود نماز خواند و بايد وضو هم بگيرد.(٢)
٤ ـ در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد، ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست، و اگر هر قسمتى را پيش از غسل دادن همان قسمت تطهير كند كافى است.(٣)
٥ ـ غسل جبيرهاى مثل وضوى جبيرهاى است ولى بنابر احتياط واجب بايد آن را ترتيبى بجا آورد.(٤)
١ ـ توضيحالمسائل ـ م ٣٨٠ .
٢ ـ توضيح المسائل، م ٣٩١.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٣٧٢.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٣٣٩.
٦ ـ كسى كه روزه واجب گرفته، نمىتواند در حال روزه غسل ارتماسى انجام دهد، چون روزهدار نبايد تمام سر را در آب فرو برد ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند صحيح است.(١)
٧ ـ در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود، و چنانچه با نيت غسل، آب به تمام بدن برسد كافى است.(٢)
٨ ـ در اين موارد غسل باطل است:
الف: قصد دارد پول حمامى را ندهد و در حمام غسل كند هرچند بعد از غسل، حمامى را راضى كند.
ب: بدون آنكه بداند صاحب حمام راضى است، بخواهد مبلغ آن را نسيه بگذارد، اگرچه بعد از غسل حمامى را راضى كند.
ج: بخواهد پول حرام يا پولى كه خمس آن را نداده، به حمامى بدهد.(٣)
٩ ـ اگر در بين غسل، حدث اصغر از او سرزند غسل باطل نمىشود ولى بايد براى نماز وضو بگيرد، هرچند غسل جنابت باشد.(٤)
١٠ ـ زنان هم ممكن است مانند مردان در خواب محتلم شوند، و در صورتى كه يقين به خروج منى پيدا كردند غسل واجب مىشود و در صورت شك چيزى بر آنها نيست.(٥)
١١ ـ استمناءعملىاست حرام ودرصورتبيرونآمدنمنى، بايد غسل كند.(٦)
١ ـ توضيح المسائل، م ٣٧١.
٢ ـ استفتائات، ج ١، ص ٥٦، س ١١٧.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٣٨١ ـ ٣٨٢.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٣٨٦.
٥ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٥٠، س ٩٠ ـ ٩١.
٦ ـ استفتاآت، ج ١، ص ٥١، س ٩٤ ـ ٩٥.
١٢ ـ وظيفه كسى كه بعد از غسل بفهمد به قسمتى از بدن، آب نرسيده است:
الف: غسل ارتماسى بوده، بايد دوباره غسل كند، چه جاى آن را بداند يا نداند.
ب: غسل ترتيبى بوده:
١ ـ جاى آن را نمىداند: بايد دوباره غسل كند.
٢ ـ جاى آن را مىداند:
* در طرف چپ است: شستن همان مقدارى كه شسته شده كافى است.
* در طرف راست است: بايد(١) آن مقدار را شسته سپس طرف چپ را بشويد.
* در سر و گردن است: بايد آن مقدار را شسته و سپس طرف راست و چپ را بشويد.(٢)
* شك در انجام غسل (نمىداند غسل كرده يا نه): بايد غسل كند (ولى چنانچه نمازى خوانده، صحيح است ولى براى نمازهاى بعدى بايد غسل كند).
* شك در صحت غسل (نمىداند صحيح انجام داده يا نه)
١ ـ پس از اتمام غسل شك كند: به شك اعتناء نمىشود(بنا بر صحت مىگذارد).
٢ ـ در بين غسل شك كند (قبل از اتمام).
در شستن مقدارى از طرف راست شك كند.
١ ـ آية الله خامنهاى: بنابر احتياط واجب.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٣٦٩ و ٣٦٤ و ٣٦٥.
١ ـ مشغول شستن طرف چپ شده است به شك اعتناء نمىشود.
٢ ـ مشغول شستن طرف چپ نشده، بايد آن مقدار را شسته و سپس طرف چپ را بشويد.
در شستن مقدارى از سر و گردن شك كند.
١ ـ مشغول شستن طرف راست شده است به شك اعتناء نمى شود.
٢ ـ مشغول شستن طرف راست نشده بايد آن مقدار را بشويد و سپس طرف راست و چپ را بشويد.
* جايى از بدن را شك دارد جزء ظاهر است يا باطن (مانند سوراخ جاى گوشواره): شستن آن لازم نيست.
* در بين غسل شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب باشد در بدن هست يا نه: اگر احتمال او در نظر مردم بجاست (احتمال عقلايى) بايد وارسى كند وگرنه لازم نيست.(١)
١ ـ اگر كسى جايى از بدن خود را به بدن انسان مردهاى كه سرد شده و غسلش ندادهاند برساند، بايد غسل مَسّ ميت كند.(٢)
٢ ـ در اين موارد مس بدن انسان مرده سبب غسل نمىباشد:
انسانى كه در ميدان نبرد به شهادت رسيده است، در صورتى كه در ميدان جان دهد.
مردهاى كه بدنش گرم است و هنوز سرد نشده است.
١ ـ توضيح المسائل، م ٣٦٦ و ٣٧٥ و ٣٧٨ و ٣٨٥ و ٣٨٨.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٥٢١.
مردهاى كه غسلش دادهاند.(١)
٣ ـ غسل مس ميّت را بايد مانند غسل جنابت انجام دهند، ولى كسى كه غسل مسّ ميّت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند، بايد وضو هم بگيرد.(٢)
١ ـ هرگاه مؤمنى از دنيا برود، بر همه مكلفين واجب است كه او را غسل داده و كفن كنند و بر او نماز بخوانند و سپس دفن كنند، و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مىشود.(٣)
٢ ـ واجب است ميّت را سه غسل بدهند:
اوّل: به آبى كه با سدر مخلوط باشد.
دوّم: به آبى كه با كافور مخلوط باشد.
سوم: با آب خالص.(٤)
٣ ـ غسل ميّت مثل غسل جنابت است، و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميّت را غسل ارتماسى ندهند.
١ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ٦٣ و توضيح المسائل، م ٥٢٢ و ٥٢٦ و استفتاآت ص ١٧٩.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٥٣٠.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٥٤٢.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٥٥٠.
١ ـ خونى كه زن هنگام تولد بچه مىبيند خون نفاس است.(١)
٢ ـ خونى كه زن در ايّام عادت ماهانه مىبيند، حيض است.(٢)
٣ ـ وقتى كه زن از خون حيض و نفاس پاك شد، بايد براى نماز و كارهايى كه نياز به طهارت دارد، غسل كند.(٣)
٤ ـ يكى ديگر از خونهايى كه زنها مىبينند، استحاضه است و در برخى از موارد آن بايد براى نماز و عبادتهايى كه نياز به طهارت دارد غسل كنند.(٤)
١ ـ توضيح المسائل، م ٥٠٨.
٢ ـ توضيح المسائل، ص ٥٥.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٥١٥ و ٤٤٦.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٣٩٥ ـ ٣٩٦.
در اين موارد بايد بجاى وضو و غسل تيمّم كرد:
١ ـ آب نباشد و يا دسترسى به آن نداشته باشد.
٢ ـ آب براى او ضرر داشته باشد (مثلاً؛ به سبب استعمال آب مرضى در او پيدا مىشود).
٣ ـ اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، خودش يا همسر او يا فرزندانش يا رفيقش يا كسانى كه به او مربوطند از تشنگى بميرند يا مريض شوند و همچنين كسى كه حفظ جان او واجب است و طورى تشنه باشد كه اگر آب را به او ندهد تلف مىشود، حتى حيوانى كه در اختيار اوست.
٤ ـ بدن يا لباس او نجس است و آب بيش از تطهير آن ندارد، و لباس ديگرى هم ندارد.
٥ ـ وقت براى وضو گرفتن يا غسل كردن ندارد.
٦ ـ وقتى كه استعمال آب يا ظرف آن براى او حرام باشد، مثل اينكه غصبى باشد.(١)
١ ـ زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است.
٢ ـ كشيدن هر دو دست بر تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر روئيده است تا روى ابروها و بالاى بينى.
٣ ـ كشيدن كف دست چپ بر تمام پشت دست راست.
٤ ـ كشيدن كف دست راست بر تمام پشت دست چپ.(٢)
تمام كارهاى تيمم بايد با قصد تيمم و براى اطاعت دستور الهى انجام شود، و همچنين بايد معلوم كند كه تيمم بجاى وضو است يا غسل.(٣)
١ ـ توضيح المسائل، تيمم.
٢ آية الله خامنهاى: و احتياط واجب آن است كه پس از اين، بار ديگر دستهاى خود را بر زمين بزند و كف دست چپ را بر پشت دست راست و كف دست راست را بر پشت دست چپ بكشد، اين ترتيب در تيمم بدل از وضو و غسل يكسان است.(منتخبى از استفتائات، س ١٩)
٣ ـ توضيح المسائل، م ٧٠٠.
* خاك
* ريگ
* اقسام سنگها مانند: سنگ سياه، سنگ مرمر، سنگ گچ (قبل از پخته شدن)، سنگ آهك (قبل از پخته شدن).(١)
* گل پخته مانند: آجر، كوزه.(٢)
١ ـ تيمّمى كه بجاى وضو است با تيمّمى كه به جاى غسل است فرقى ندارد مگر در نيّت.(٣)
٢ ـ كسى كه بجاى وضو تيمم كرده است، اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مىكند از او سر بزند تيممش باطل مىشود.(٤)
٣ ـ كسى كه به جاى غسل تيمم كرده است هرگاه يكى از اسباب غسل، مثل جنابت يا مسّ ميت پيش آيد تيممش باطل مىشود.(٥)
٤ ـ تيمم در صورتى صحيح است كه نتواند وضو بگيرد، يا غسل كند بنابر اين اگر بدون عذر تيمم كند، صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود، مثلاً آب نداشته، و آب پيدا كند، تيمم او باطل مىشود.(٦)
١ آية الله خامنهاى: بلكه صحت تيمم به گچ و آهك پخته و آجر و امثال آن بعيد نيست.(منتخبى از استفتائات، س ١٧)
٢ ـ توضيح المسائل، م ٦٨٤ و ٦٨٥؛و العروة الوثقى، ج ١، ص ٤٨٥.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٧٠١.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٠.
٥ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٠.
٦ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٢.
٥ ـ اگر به جاى غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد ولى اگر به جاى غسلهاى ديگر تيمم كند، با آن تيمم نمىتواند نماز بخواند و بايد براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى به جاى وضو انجام دهد.(١)
٦ ـ اگر به جاى غسل تيمم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مىكند برايش پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند بايد وضو بگيرد و اگر نمىتواند وضو بگيرد، بايد بدل از وضو تيمم كند.(٢)
* اعضاى تيمم پاك باشد، يعنى پيشانى و دستها.(٣)
* پيشانى و پشت دستها را از بالا به پايين مسح كند.
* چيزى كه بر آن تيمم مىكند پاك و مباح باشد.
* ترتيب را رعايت كند.
* موالات را رعايت كند.
* چيزى بين دست و پيشانى و همچنين كف دست و پشت دست در هنگام مسح فاصله نباشد.(٤)
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٣.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٤.
٣ آية الله خامنهاى: احتياط آن است كه در صورت امكان پيشانى و پشت دستها پاك باشد، و اگر نتواند محل تيمم را تطهير كند بدون آن تيمم كند اگر چه شرط نبودن طهارت در هر صورت بعيد نيست.(منتخبى از استفتائات، س ٢٠)
٤ ـ العروة الوثقى، ج ١، ص ٤٩٥ و توضيح المسائل، م ٦٩٢ ـ ٦٩٤، ٧٠٤ تا ٧٠٦.
پس از فراگرفتن مسائل طهارت، كمكم براى انجام نماز، آماده مىشويم.
براى آشنايى با مسائل و احكام نماز ابتدا يادآور مىشويم كه نماز يا واجب است و يا مستحب، نمازهاى واجب هم دو دستهاند؛ بعضى از آنها تكليف هر روزه مىباشد و در هر شبانهروز، در زمانهاى خاصى بايد بجا آورده شود و برخى ديگر نمازهايى هستند كه گاهى اوقات به سببى خاص واجب مىشود و برنامه هميشگى و هر روزه نمىباشد، جهت آشنايى با نمازهاى واجب به اين نمودار توجه كنيد:
١ ـ واجب
١ ـ هر روز(يوميّه)
١ ـ صبح
٢ ـ ظهر
٣ ـ عصر
٤ ـ مغرب
٥ ـ عشاء
٢ـ مَقطعى
١ ـ آيات
٢ ـ طواف واجب
٣ـ ميّت
٤ ـ قضاى پدر(١) بر پسر بزرگتر
٥ ـ نمازى كه با نذر واجب مىشود
٢ ـ مستحب: نمازهاى مستحب بسيار است.(٢)
نمازهاى هر روزه، پنج نماز و مجموع آنها هفده ركعت است.
نماز صبح : دو ركعت
نماز ظهر : چهار ركعت
نماز عصر : چهار ركعت
نماز مغرب : سه ركعت
نماز عشاء : چهار ركعت
١- آية الله خامنهاى: پدر و مادر.
٢ ـ توضيح المسائل، نمازهاى واجب.
اولين سؤالى كه در رابطه با نمازهاى روزانه مطرح مىباشد اين است كه اين نمازها در چه وقتى بايد خوانده شود؟
وقت نماز صبح : از اذان صبح تا طلوع آفتاب
وقت نماز ظهر و عصر : از ظهر شرعى تا مغرب(١)
وقت نماز مغرب وعشاء : از مغرب تا نصف شب(٢)

١- آيةالله خامنهاى: آخر وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است.(منتخبى از استفتائات، س ٢٢)
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٣١ و ٧٣٦.
نزديك اذان صبح، از طرف مشرق، سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را «فجر اوّل» گويند، هنگامى كه آن سفيده پهن شد، «فجر دوّم» و ابتداى وقت نماز صبح است(١).(٢)
اگر چوب يا چيزى مانند آن را عمود بر زمين قرار دهيم، وقتى كه سايه آن به كمترين مقدار رسيد و رو به افزايش گذاشت «ظهر شرعى» و ابتداى وقت نماز ظهر است.(٣)
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٤١.
٢- آيةاللّه خامنهاى: در طلوع فجر صادق و تعيين ابتداى وقت نماز صبح فرقى بين شبهاى مهتابى و غير آن نيست. (اجوبة الاستفتائات، ج ١، ص ١٠٩، س ٣٦٨)
٣ ـ توضيح المسائل، م ٧٢٩.
«مغرب» موقعى است كه سرخى طرف مشرق، كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود از بين برود.(١)
اگر فاصله بين غروب آفتاب با اذان صبح را دو نيم كنيم، وسط آن «نيمه شب» و آخر وقت نماز عشاء است و اگر عمداً يا بواسطه عضوى مانند فراموشى يا خواب ماندن نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح، بدون اينكه نيّت اداء يا قضا كند بخواند.(٢)
١ ـ نمازهاى غير روزانه و مقطعى داراى وقت مشخصى نمىباشد، بلكه وقت انجام آنها بستگى به زمانى دارد كه به علّتى آن نماز واجب شود.
مثلاً: نماز آيات بستگى به زلزله يا كسوف يا خسوف و يا حادثهاى دارد كه پيش آمده است، و نماز ميّت، زمانى واجب مىشود كه مسلمانى از دنيا برود، و تفصيل هر كدام در جاى خود خواهد آمد.
٢ ـ اگر تمام نماز قبل از وقت خوانده شود و يا عمدا نماز را قبل از وقت شروع كند، باطل است.(٣)
اگر نماز در وقت خودش خوانده شود در اصطلاحِ احكام، گويند: نماز «اَداء» شده است.
اگـر نماز بعد از وقت خوانده شود، در اصطلاح احكام گويند: نماز «قضاء» شده است.
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٣٥.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٤٠ ـ احتياط واجب آن است كه براى نماز عشاء همانگونه كه در متن آمده است و براى نماز شب تا اوّل آفتاب حساب شود (توضيح المسائل، م ٧٣٩).
٣ ـ توضيح المسائل، م ٧٤٤.
٣ ـ مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند، و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.(١)
٤ ـ اگر وقت نماز تنگ باشد، كه اگر بخواهد مستحبّات نماز را بجا آورد، بخشى از نماز بعد از وقت خوانده مىشود بايد مستحبات را بجا نياورد، مثلاً اگر بخواهد قنوت بخواند، وقت مىگذرد، بايد قنوت نخواند.(٢)
٥ ـ اگر انسان نماز ظهر و عصر را قبل از سفر، در اول وقت آن بخواند و سپس با هواپيما مسافرت را آغاز كند و زمانى به مقصد برسد كه هنوز ظهر آن روز فرا نرسيده باشد، لازم نيست نماز ظهر و عصر را دوباره بخواند و همچنين اگر زمانى برسد كه هنوز وقت نماز ظهر و عصر باقى است.(٣)
٦ ـ اگر پس از طلوع آفتاب با اينكه نماز صبح آن روز را نخوانده است سفر را آغاز كند و قبل از طلوع آفتاب به مقصد برسد، بايد نماز صبح آن روز را به نيّت ادا بخواند.(٤)
٧ ـ اگر نماز ظهر و عصر را نخوانده باشد و پس از مغرب (كه نمازش قضا شده) با هواپيما مسافرت را شروع كند و پس از اوج گرفتن هواپيما خورشيد را ببيند، بايد داخل هواپيما قبل از آنكه وقت بگذرد نماز را به نيّت ادا بخواند، حتى اگر به مقدار خواندن يك ركعت از نماز، وقت باقى باشد.(٥)
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٥١.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٤٧.
٣ ـ تحرير الوسيله، جلد ٢، ص ٦٣٢، م ٣.
٤ ـ تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٦٣٢، م ٤.
٥ ـ همان مدرك.
٨ ـ اگر هنگام حركت هواپيما وقت نماز فرا نرسيده؛ مثلاً پرواز قبل از اذان صبح باشد و در هواپيما وقت نماز فرا رسيده و تمام مىشود؛ يعنى قبل از طلوع آفتاب به مقصد نمىرسد، بايد نماز را داخل هواپيما بخواند.(١)
١ ـ خانه كعبه، كه در شهر مكّه و در مسجد الحرام قرار دارد، «قبله» است و نمازگزار بايد رو به آن نماز بخواند. دفنميّت و ذبححيوان نيز بايد رو بهقبله باشد.
٢ ـ كسى كه بيرون شهر مكه و دور از آن است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند، كافى است.(٢)
١- يادآورى مىشود كه اگر هواپيما به قدرى از شهر فاصله گرفته است كه ديوارهاى آن ديده نمىشود و در همين فاصله به طور معمول صداى اذان آنجا شنيده نمىشود بايد نماز را شكسته بخواند.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٧٦.
خود انسان يقين كند؛ يعنى جهت قبله را مىداند.
دو نفر عادل بگويند.
كسى كه از روى قاعده علمى قبله را مىشناسد و مورد اطمينان است بگويد.
گمانى كه از محراب مساجد و قبور مسلمين حاصل شود.
با توجه به اينكه شهر مكه در نيمكره شمالى و نزديك به مدار رأس السرطان (در جنوب آن) قرار دارد، اگر انسان بداند محل اقامت او در چه جهتى از شهر مكه قرار گرفته، مىتواند با بدست آوردن يكى از جهات چهارگانه جهت قبله را بدست آورد.

چهار جهت اصلى عبارتند از: شمال، جنوب، شرق و غرب.
چهار جهت فرعى عبارتند از: شمالشرقى، جنوب غربى، شمال غربى و جنوب شرقى.
١ ـ مطالب اين بخش از كتاب «جهتيابى» سپاه پاسداران انقلاب اسلامى گرفته شده است.

در طول روزهاى آفتابى مىتوان با مشاهده مكان خورشيد در آسمان، بهطور تخمينى جهتيابى كرد.
در نيمكره شمالى، خورشيد هنگام طلوع در جهت شرق ديده مىشود.
قبل از ظهر: در جهت جنوب شرقى ديده مىشود.
ظهر: در جهت جنوب ديده مىشود.
بعد از ظهر: در جهت جنوب غربى ديده مىشود.
موقع غروب: در جهت غرب ديده مىشود.
و در نيمكره جنوبى خورشيد:
قبل از ظهر: در جهت شمال شرقى ديده مىشود.
ظهر: در جهت شمال ديده مىشود.
بعد از ظهر: در جهت شمال غربى ديده مىشود.
از اين رو با مشاهده مكان خورشيد و دانستن اينكه چه موقع از روز است، مىتوان در هر شرايطى بطور تخمينى جهتيابى كرد.

در روز اول تيرماه هنگام ظهر، خورشيد بر تمام نقاط واقع در ٢٣ درجه و ٢٧ است.
دقيقه عرض شمالى عمود بر زمين مىتابد، از مجموع اين نقاط مىتوان مدارى بر نيمكره شمالى فرض كرد كه به آن «مدار رأس السرطان» گويند.

بر هيچيك از نقاط بالاتر از «مدار رأس السرطان» در نيمكره شمالى و پايينتر از «مدار رأس الجدى» در نيمكره جنوبى، هرگز خورشيد عمود بر زمين نمىتابد. در ايران و كشورهايى كه در شمال مدار رأس السرطان قرار دارند، در تمام فصول، هنگام ظهر شرعى، خورشيد در جهت جنوب ديده مىشود، به همين دليل در تمام نقاط ايران و آن كشورها، در ظهر سايه «شاخص»(١) در جهت شمال ايجاد مىشود، ولى در كشورهايى كه در اطراف خط استوا، در حدّ فاصل بين مدار رأس السرطان و رأس الجدى واقع شده، در برخى از فصول سال، سايه شاخص متمايل به شمال و در برخى ديگر متمايل به جنوب است و گاهى ممكن است هنگام ظهر خورشيد عمود بر شاخص بتابد و به همين دليل هنگام ظهر در آن ايام (در آن مناطق) سايه شاخص كاملاً از بين مىرود.
١ شاخص جسم ميله مانندى را گويند كه بطور قائم بر سطح افقى نصب شده باشد.

چون شهر مكه در همين منطقه قرار دارد، در دو روز از سال يعنى روزهاى ٦ خرداد و ٢٤ تير، هنگام ظهر، خورشيد كاملاً عمود بر كعبه مىتابد و در ساير مناطق جهان مىتوان به كمك خورشيد جهت قبله را مشخص كرد؛ يعنى اگر هنگام ظهر شرعى (به وقت مكّه) رو به خورشيد بايستيم، به سمت قبله قرار مىگيريم و دقيقتر آنكه؛ اگر در آن دو روز، هنگام ظهر (به وقت مكّه) در هر جاى كره زمين شاخصى نصب كنيم، سايه آن از نوك سايه به سمت پايه شاخص، جهت قبله خواهد بود.(١)
اين مسأله نسبت به خط استوا يك بار در روز اول مهرماه (اول پاييز) و يك بار روز اول فروردين ماه (اول بهار) روى مىدهد.
وظيفه كسى كه جهت قبله را نمىداند
اگر انسان در موقعيتى قرار بگيرد كه پس از تلاش براى پيدا كردن قبله،
١ ـ مجله نور علم، ش ٨، ص ٩.
نتوانست جهت قبله را تشخيص دهد، به هر طرف كه گمان دارد جهت قبله است نمازش را مىخواند و اگر پيدا نشد بطور كلى قبله بر او نامعلوم باشد، چنانچه وقت دارد بايد به چهار طرف نماز بخواند، و اگر بدين مقدار وقت ندارد به سه طرف و با كمبود وقت به دو طرف و در كمتر از آن به يك طرف نماز بخواند، و پس از آن ممكن است يكى از حالتهاى زير پيش آيد:
* جهت قبله بر او معلوم نشود، نمازى كه خوانده، كافى است.
* بعدا معلوم شود رو به قبله نماز خوانده؛ نمازش صحيح است.
* بعدا معلوم شود پشت به قبله يا به سمت راست يا چپ قبله نماز خوانده؛ اگر در وقت نماز متوجه شود، بايد نماز را اعاده كند ولى اگر پس از وقت متوجه شود، نماز خوانده شده صحيح است، ولى احتياط مستحب است كه قضاى آن را بجا آورد.
* بعدا معلوم شود نمازش از قبله منحرف بوده ولى به حد راست يا چپ قبله نبوده است؛ نمازش صحيح است.(١)
١ ـ تحرير الوسيله، جلد ١ ص ١٤١، م ٤ ـ استفتاآت، ج ١، ص ١٣٥، س ٣٢.
چنانچه به چهار طرف نماز بخواند، قطعا يكى از آنها رو به قبله و يا با انحراف كمى از آن خواهد بود.
و اگر به سه يا دو طرف نماز خوانده باشد و يكى از آنها رو به قبله و يا با انحراف كم باشد، كافى است.
يكى از مسائلى كه قبل از شروع نماز توجه به آن لازم است، مسأله پوشش است، و اكنون به بيان مقدار پوشش و شرايط آن مىپردازيم.
١ ـ مردان؛ بايد عورت را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.
٢ ـ زنان؛ بايد تمام بدن را بپوشاند بجز:
* دستها تا مچ.
* پاها تا مچ.
* صورت به مقدارى كه در وضو بايد شسته شود.(١)
٣ ـ بر زنان پوشاندن دستها و پاها و صورت به مقدارى كه در مسأله پيش گفته شد در نماز واجب نيست، گرچه پوشاندن آن هم مانع ندارد.(٢)
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٨٨ و ٨٨٩.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٧٨٩.
٤ ـ لباس نمازگزار بايد اين شرايط را دارا باشد:
* پاك باشد (نجس نباشد).
* مباح باشد (غصبى نباشد).
* از اجزاء مردار نباشد، مثلاً از پوست حيوانى كه مطابق دستور اسلام كشته نشده است تهيه نشده باشد، حتى كمربند و كلاه.
* از حيوان حرام گوشت نباشد، مثلاً از پوست پلنگ يا خوك تهيه نشده باشد.
* اگر نمازگزار مرد است لباس او طلاباف يا ابريشم خالص نباشد. ٥ ـ اگر لباس نمازگزار از اجزاى حيوان حرام گوشت تهيه شده باشد هرچند اجزاى
بىروح آن مانند پشم يا مو، نماز خواندن با آن باطل است.(١)
٦ ـ بجز لباس نمازگزار هيچ جزئى از حيوان حرام گوشت نبايد همراه نمازگزار باشد بنابر اين اگر بند ساعت يا كمربند يا دكمه يا بند لباس از حيوان حرام گوشت باشد نماز باطل است.
٧ ـ لباسى كه از پشم و كرك و موى حيوان حلال گوشت تهيه شده نماز خواندن با آن صحيح است، چون نه نجس است و نه از اجزاى روحدار مردار است و نه حيوان حرام گوشت.(٢)
٨ ـ لباسهايى كه در كشورهاى غير اسلامى از اجزاى روحدار حيوان تهيه شده است نماز خواندن با آن باطل است مگر آنكه ذبح شرعى آن محرز شود.
٩ ـ اگر قسمتى از لباس و حتى جزء كوچكى از آن، از مردار باشد نماز با آن باطل است.(٣)
١٠ ـ چيزى كه از اجزاى روحدار مردار تهيه شده، هرچند لباس نباشد، بنابر احتياط واجب نبايد همراه نمازگزار باشد.(٤)
١١ ـ اگر انسان شك داشته باشد، كه لباس از حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت، چه در كشور اسلامى و چه غير اسلامى، تهيه شده باشد، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.(٥)
١٢ ـ اگر با لباسى كه از حيوان حرام گوشت است، بر اثر فراموشى نماز بخواند و بعد از آن متوجه شود، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.(٦)
١ ـ توضيح المسائل، م ٨٢٤.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٨٢٣.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٨٢١.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٨٢٢.
٥ ـ توضيح المسائل، م ٨٢٧.
٦ ـ همان مدرك.
گفتنى است كه علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نيز بايد پاك باشد.
در اين موارد نماز خواندن با بدن يا لباس نجس، باطل است:
* عمدا با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، يعنى با اين كه مىداند بدن يا لباسش نجس است با همان حال نماز بخواند.(١)
* در ياد گرفتن مسأله كوتاهى كرده و به جهت ندانستن مسئله با بدن يا لباس نجس نماز خوانده است.(٢)
* نجس بودن بدن يا لباس را مىدانسته، ولى هنگام نماز فراموش كرده و با آن نماز خوانده است.(٣)
در اين موارد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند صحيح است:
* نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجه شود.(٤)
* به واسطه زخمى كه در بدن اوست، بدن يا لباسش نجس شده و آب كشيدن يا عوض كردن آن هم دشوار است.(٥)
* لباس يا بدن نمازگزار به خون نجس شده است ولى مقدار آلودگى كمتر از دِرْهَم(٦) است.
* ناچار باشد كه با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، مثلاً آب براى تطهير ندارد.
١ ـ توضيح المسائل، م ٧٩٩.
٢ ـ توضيح المسائل، م ٨٠٠.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٨٠٣.
٤ ـ توضيح المسائل، م ٨٠٢.
٥ ـ توضيح المسائل، م ٨٤٨.
٦- يك درهم، تقريبا به اندازه يك سكه دو ريالى است.
١ ـ اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل دستكش و جوراب، نجس باشد، و يا دستمال كوچك نجسى در جيب داشته باشد، چنانچه از اجزاء مردار يا حرامگوشت نباشد اشكال ندارد.(١)
٢ ـ پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها و استعمال بوى خوش و دست كردن انگشترى عقيق در نماز، مستحب است.(٢)
٣ ـ پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباسى كه نقش صورت دارد و باز بودن دكمههاى لباس در نماز مكروه است.(٣)
١ ـ همان مدرك.
٢ ـ همان.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٨٦٥.
مكانى كه انسان بر آن نماز مىخواند بايد داراى شرائط زير باشد:
* مباح باشد (غصبى نباشد).
* بىحركت باشد (مانند اتومبيل در حال حركت نباشد).
* تنگ و سقف آن كوتاه نباشد تا بتواند قيام و ركوع و سجود را بطور صحيح انجام دهد.
* جائى كه پيشانى را مىگذارد (در حال سجده) پاك باشد.
* مكان نمازگزار اگر نجس است طورىتر نباشد كه به بدن يا لباس نمازگزار سرايت كند.
* جائى كه پيشانى را مىگذارد (در حال سجده) از جاى زانوها و بنا بر احتياط واجب از جـاى انگشتـان پـا، بيش از چهار انگشت بسته پستتر يا بلند تر نباشد.(١)
١ ـ نماز خواندن در مكان غصبى (مثلاً در خانهاى كه بدون اجازه صاحبخانه وارد شده است) باطل است.(٢)
٢ ـ در حال ناچارى نماز خواندن بر چيزى كه حركت مىكند، مانند قطار و هواپيما و در جائى كه سقف آن كوتاه است و يا جايش تنگ است، مانند سنگر و بر مكان ناهموار اشكال ندارد.(٣)
١ ـ توضيحالمسائل، مكاننمازگزار.
٢ ـ توضيحالمسائل، م ٨٦٦ .
٣ ـ توضيحالمسائل، م ٨٨٠ .
٣ ـ يكى از شرايط مكان نمازگزار بىحركت بودن آن است، بنابر اين نماز خواندن در هواپيما، كشتى، قطار و اتومبيل در حال حركت در صورتى كه سبب حركت و تكان خوردن بدن باشد، مثلاً لرزش زياد دارد صحيح نيست، ولى اگر انسان ناچار شود كه در آن حال نماز بخواند، مثلاً اگر بخواهد صبر كند تا در هنگام توقف نماز بخواند وقت مىگذرد و نماز قضا مىشود، بايد نماز را در آن حال بخواند ولى ساير شرايط نماز را در حدّ امكان مراعات كند؛ يعنى اينگونه عمل كند:
براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند بايد تيمم كند، و چنانچه تيمم هم ممكن نباشد، احتياط مستحب(١) است نماز را بخواند و بعدا بايد قضاى آن را به جا آورد.
اگر مىتواند بايد نماز را ايستاده بخواند و اگر نه بايد در حال نشسته نماز بخواند.
جهت قبله را بايد مراعات كند، پس اگر آن وسيله به طرف ديگر بگردد نمازگزار نيز بايد به طرف قبله بگردد.
سجده بر كاغذ نيز صحيح است چنانچه مهر يا خاك يا سنگ براى سجده ندارد بر آن سجده مىكند.
اگر برخى از شرايط نماز را نتواند مراعات كند بايد به هر نحو كه مىتواند نماز را بخواند.(٢)
٤ ـ يكى ديگر از شرايط مكان نمازگزار مباح بودن آن است، و اين در صورتى است كه انسان غصبى بودن مكان را بداند، پس در جاهايى كه نمىداند غصبى است يا نه، نماز خواندن اشكال ندارد.(٣)
٥ ـ اگر در جايى كه نمىداند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، نمازش صحيح است.(٤)
٦ ـ اگر انسان ناچار شود كه در مكان غصبى نماز بخواند، اشكال ندارد.(٥)
١- آية الله خامنهاى: احتياط واجب.
٢ ـ تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٠٨، م ٧ ، و ص ١٥١، م ١٥.
٣ ـ توضيح المسائل، م ٨٧٠ و تحريرالوسيله، ج ١، ص ١٤٧، م ١.
٤ ـ همان مدرك.
٥ ـ همان مدرك.
٧ ـ انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر(صلى اللّه عليه و آله) و امام (عليهالسلام) نماز نخواند.(١)
٨ ـ مستحب است، انسان نماز را در مسجد بخواند، و در اسلام بر اين مسأله سفارش بسيار شده است.(٢)
١ ـ توضيحالمسائل، م ٨٨٤ .
٢ ـ توضيحالمسائل، م ٨٩٣ .
اين كارها در رابطه با مسجد، حرام است:
* زينت كردن مسجد با طلا (بنابر احتياط واجب).
* فروش مسجد، هر چند خراب شده باشد.
* نجس كردن مسجد، و چنانچه نجس شود بايد فوراً تطهير كنند.
* بردن خاك و ريگ از مسجد، مگر خاكهاى زيادى.
اين كارها در رابطه با مسجد، مستحب است:
* زودتر از همه به مسجد رفتن و ديرتر از همه از مسجد بيرون آمدن.
* چراغ مسجد را روشن كردن.
* تميز كردن مسجد.
* هنگام وارد شدن، ابتدا پاى راست را داخل مسجد گذاشتن.
* هنگام بيرون آمدن از مسجد اوّل پاى چپ را بيرون گذاشتن.
* خواندن دو ركعت نماز مستحبىِ تَحيّت مسجد.
* خوشبو كردن خود و پوشيدن بهترين لباسهاى خود براى رفتن به مسجد.
اين كارها در رابطه با مسجد، مكروه است:
* گلدستهها را بيش از پشت بام مسجد بالا بردن.
* عبور از مسجد، به عنوان محل عبور؛ بدون آنكه در آنجا نماز بخواند.
* انداختن آب دهان و بينى در مسجد.
* خوابيدن در مسجد، مگر در حال ناچارى.
* فرياد زدن در مسجد و صدا را بلند كردن مگر براى اذان.
* خريد و فروش، در مسجد.
* سخن گفتن از امور دنيا.
* رفتن به مسجد، براى كسى كه سير يا پياز خورده و بوى دهانش مردم را آزار مىدهد.(١)
* همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.
* مستحب است، انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمىشود:
غذا نخورد، در كارها با او مشورت نكند، همسايه او نشود، از او زن نگيرد و به او زن ندهد.(٢)
١ ـ بر نمازگزار مستحب است، قبل از نمازهاى يوميه، ابتدا اذان بگويد و بعد از آن اِقامه، و سپس نماز را شروع كند.(٣)
١ ـ العروةالوثقى، ج ١ ، ص ٤٥٥ و ٤٥٦.
٢ ـ توضيحالمسائل، م ٨٩٦ و ٨٩٧ .
٣ ـ توضيحالمسائل، م ٩٢٦ و ٩١٨ .
٢ ـ اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقتِ نماز گفته شود و اگر قبل از وقت بگويد باطل است.(١)
٣ ـ اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويد صحيح نيست.(٢)
٤ ـ بين جملههاى اذان و اقامه بايد، زياد فاصله نشود و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.(٣)
٥ ـ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مىخواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.(٤)
٦ ـ نماز مستحبى اذان و اقامه ندارد.(٥)
٧ ـ مستحب است در روز اوّلى كه بچه به دنيا مىآيد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.(٦)
٨ ـ مستحب است كسى كه براى گفتن اذان معين مىكنند، عادل و وقت شناس و صدايش بلند باشد.(٧)
١ ـ توضيحالمسائل، م ٩٣٥ .
٢ ـ توضيحالمسائل، م ٩٣١ .
٣ ـ توضيحالمسائل، م ٩٢٠ .
٤ ـ توضيحالمسائل، م ٩٢٣ .
٥ ـ العروة الوثقى، ج ١ ـ ص ٦٠١ .
٦ ـ توضيحالمسائل ـ م ٩١٧ .
٧ ـ توضيحالمسائل ـ م ٩٤١ .
١ ـ چهار مسأله از مسايلى را كه در مسح سر و پاها مشترك است بيان كنيد.
٢ ـ آيا در حال راه رفتن مىتوان سر را مسح كرد؟
٣ ـ مقدار واجب و مستحب مسح سر و پاها را بيان كنيد.
٤ ـ وضو گرفتن با آب منبع يا آبسردكنى كه مخصوص نوشيدن است چه حكمى دارد؟
٥ ـ كسى كه خودش نمىتواند وضو بگيرد وظيفهاش چيست؟
٦ ـ قصد قربت در وضو را توضيح دهيد.
٧ ـ فرق بين ترتيب و موالات در وضو چيست؟
٨ ـ شخصى كه سه انگشت پاى او را جبيره پوشانده است، وظيفهاش نسبت به وضو چيست؟
٩ ـ اگر جبيره نجس باشد و برداشتن آن هم ممكن نباشد تكليف چيست؟
١٠ ـ آيا چُرت زدن وضو را باطل مىكند؟
١١ ـ رفتن شخص جنب به حرم امامزادهها چه حكمى دارد؟
١٢ ـ شخص جنب در روز جمعه به نيّت جنابت و جمعه يك غسل انجام مىدهد، آيا مىتواند با آن غسل نماز بخواند يا بايد وضو هم بگيرد؟
١٣ ـ فرق غسل ميت با غسل مسّ ميت چيست؟
١٤ ـ در چه صورتى شهيد را نبايد غسل داد؟
١٥ ـ تيمم بر آجر و كلوخ چه حكمى دارد؟
١٦ ـ تيمم بر چوب و برگ درختان چه حكمى دارد؟
١٧ ـ شخص جنب كه از غسل كردن خجالت مىكشد، مىتواند بجاى غسل تيمم كند يا نه؟
١٨ ـ نمازهايى كه هميشه در شب بايد خوانده شود نام ببريد.
١٩ ـ اگر غروب آفتاب ساعت ٤١٦ بعد ازظهر و اذان صبح ساعت ٤١٤ باشد محاسبه فرماييد نيمه شب در چنين شبى چه وقت است؟
٢٠ ـ اگرپسازنماز متوجه شود كه لباسش نجس است، نمازش چه حكمى دارد؟
٢١ ـ در چه صورتى نمازگزار با اين كه مىداند لباسش نجس است مىتواند نماز بخواند؟
٢٢ ـ اگر بين نماز متوجه شود لباسش نجس است تكليف چيست؟
٢٣ ـ براى حال ناچارى كه مىتوان با بدن يا لباس نجس نماز خواند، سه مثال بياوريد.
٢٤ ـ نماز خواندن بر فرش نجس چه حكمى دارد؟
٢٥ ـ مستحب است رفتار ما با كسى كه در مسجد حاضر نمىشود چگونه باشد؟
٢٦ ـ نماز خواندن در قطار و هواپيما چه حكمى دارد؟